دختر بلوچ

دختر بلوچ

در مجموعه دختر بلوچ به گله ها، شکایات ودرد دلهای دختر بلوچ که از گفتنش اباه می ورزد وبخاطر عرف غلط موجود در جامعه آن ها را در سینه خود پنهان می کند ،می پردازیم.  امیدواریم با در میان گذاشتن این دردها با برادران وخواهران در تصحیح برخی از عرف های نادرست کمک نموده وبه رسیدن زنان به حقوق مسلم شرعی آنها کمک نماییم .

شاید برخی از مطالب این مجموعه باب طبع برادران(یا خواهران) نباشد قبلا پوزش می طلبیم واز راهنمایی ها  وانتقادات وداستان های مرتبط با موضوع(دختر بلوچ) استقبال می کنیم .

گزارشگر جوان ما مرجان  اولین موضوع خود را به مشکل فرا گیر  ازدواج متعدد اختصاص داده است می نشینیم به پای صحبت هایش بایک زن جوان متاهل بنام : ح -ت

سوء استفاده برخی از مردان از ازدواج متعدد

دختر ظاهری زیبا داشت عمرش کم می نمود ولی از چشمان قرمزش معلوم بود که درد بزرگی در دل دارد . قبل از آنکه شروع به سخن نماید ظاهر خودش را درست نمود وژست مودبانه ای به خود گرفت وبا لهجه درد مندانه ای گفت:" بچه هایم را ازم گرفتند ؛ تصورزندگی برای یک مادر بدون بچه متصور نیست ". اشک در چشمانش حلقه زده بود سپس داستان زندگی اش را از اول شروع کرد .

در یکی از روستاهای اطراف زابل متولد شدم چند وقتی هم در زاهدان بودیم . یکی از خویشاوندان دلباخته من شد وپیوسته برای قاصدی من می آمد خانواده ام مخالف بودند داماد با التماس همه جا دنبال پدرم بود وحتی گریه هم می کرد .افراد بیشماری وساطت کردندوپدرم را راضی نمودند خلاصه بدون توجه به نظر من وبا مخالفت عموها وبر خی از افراد خانواده این ازدواج نا میمون صورت گرفت .برای گذراندن ماه عسل وادامه زندگی به لوتک محل زندگی داماد منتقل شدیم درابتدا اوضاع خوب بود اما کم کم تمام کارهای خانواده ی شوهر بر گردن من انداخته شداز نان پختن برای یک خانواده پر جمعیت گرفته تا آوردن آب با الاغ از چاهی که در انتهای روستا قرار داشت ؛برادران وتنهاخواهر شوهرم نیز به مدرسه دولتی می رفتند که مسئولیت های آنان نیز به اضافه دو مادر شوهرم بر گردنم  بود وای کاش مشکل من  منحصر به خدمت وکار بود بلکه از کوچک تا بزرگ از من کار می کشیدند وبا من مثل برده رفتار می کردند.

پس از چندی خداوند به ما فرزندی داد ولی آمدن بچه زندگی فلاکت بار مرا بهبود نبخشید بلکه او نیز در فلاکت شریک زندگی ام  شد .

                                               

شوهرم پس از چندی در حین رفت وآمد به خانه یکی از آشنایان عاشق دخترش شد وآنها نیز بخاطر سرمایه اش با خواسته او موفقت کردند . عروس جدید به محض انکه پاهایش را در خانه گذاشت زندگی برایم تبدیل به جهنم شد واو برای آنکه نگذارد شوهر به خانه من بیاید خودش را به جن زدگی زد شوهرم نیز از این قضیه سوء استفاده می کرد واصلا در شبانه روز به من سری نمی زد .

خودم را بیوه تصور کردم ودلم خوش بود به این که بچه ها پیشم هستند اما بد رفتاری آنها با من وتوهین های مکرر آنان نسبت به خودم وخانواده ام ،حوصله ام را از سر برد؛ یک بار مادرم برای ملاقاتم آمد ولی با فحش ودشنام ومخالفت آنها روبرو شد.پس از آنکه خودم رابرای مطالبه حقوق خود به هر دری زدم ونتیجه ای نگرفتم فرار را برقرار ترجیح دادم بچه ها راازمن گرفتند ومن تک وتنها در جستجوی راحتی وآسایش به خانه فقیرانه مادرم پناه بردم .در خانه مادر نیز احساس راحتی نمی کردم زیرا از شوهرم بچه داشتم پس از تولد بچه از ترس اینکه مبادا بچه بمیرد وخانواده شوهر برای گرفتن خون بها مارا تحت فشار قرار دهند بچه را به خانواده شوهر برگرداندیم .می دانم به عنوان یک مادر اشتباه کردم اما میدانستم بچه بمحض اینکه بزرگ شود اورا ازمن می گیرند وداغ دلم تازه می شود از آن وقت تا کنون چندین سال می گزرد شوهرم نه نفقه مرا می دهد ونه اجازه می دهد بچه هایم را ببینم ونه مرا طلاق می دهد اومی گوید ترا در عوض شیر ندادن به بچه کوچکم در داگاه خودم مجازات می کنم وتا زمان سفید شدن موهایت باید در خانه شوهر بمانی !  

پدری ندارم که از من دفاع کند برادرانم نیز کوچک اند واز ترس شروع یک درگیری فامیلی دلهره دارند (چون شوهرم آدم سرمایه داروبا نفوذی است)عموهایم می گویند پدر تو در ابتدا به مخالفت ما توجه نکرد ما نیز با تو کاری نداریم.

 نمی دانم چطور به عنوان یک زن تنها وبی کس حقوقم را مطالبه کنم از همه کس وهمه چیز نا امیدم بعضی وقتها تصمیم به خود کشی می گیرم ولی می ترسم زندگی آخرت من مثل زندگی دنیای من برباد وتباه شود .

شوهرم حج کرده است ونماز می خواند واین کار خودش را عین انصاف می داند ودر جلوی مردم مرا مقصر معرفی می کند .

شوهرم به زن دومش اکتفا نکرد بلکه برای بار سوم با یک بیوه زیبا ازدواج کرد وبیشتر اوقات خودرا با او سپری می کند زن دوم تا چند وقتی به خانه پدر خود رفت ولی دوباره برگشت البته حال زن دوم از حال من بهتر است به او خرج ونفقه می دهد وبه او می رسد .

(این داستان حقیقت دارد وبجز برخی آرایش های ادبی جهت افزودن رنگ وبوی ومزه داستان تغییر دیگری در آن نیاورده ایم ) .

مدرسة البنات ام سلمه رضی الله عنها

http://ummesalma.blogfa.com/

پرورشی ها در مدرسه چه می کنند ؟

 

گذرگاه :چندی پیش یکی از اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در مصاحبه ای با یکی از نشریات کشور ، مطالبی را در خصوص  مسائل فرهنگی جامعه بیان نموده که در جای خود قابل تامل است . ایشان می گوید : " من چند وقت پیش در مدرسه ای بودم که دیدم تعدادی از دانش آموزان دختر روزه می خورند ، به آنها عمل اشتباهشان را یادآوری کردم اما آنها گستاخانه به من گفتند ما نماز هم نمی خوانیم ! سئوال من این است که چرا برخی دانش آموزان ما باید این قدر گستاخ شده باشند . پرورشی ها در مدرسه چه می کنند ؟ " البته یکی از دانش آموزان مدرسه بعدا توضیحی را برای نشریه مذکور ارسال کرده و گفته بود : " به عنوان یکی از دانش آموزان همان مدرسه که شاهد این صحنه بودم باید یادآور شوم که برخورد ایشان در آن روز برای بسیاری از بچه ها تعجب آور بود .... 

ادامه نوشته

با قلب‌ خود چه می‌کنیم؟

با قلب‌ خود چه می‌کنیم؟
در سال 1910، 10 درصد مرگ‌ومیرها در دنیا به علت بیماری‌های قلبی و عروقی بوده است، اما این وضعیت در سال 2000 به 50 درصد رسید و پیش‌بینی شده است این آمار در سال 2020 به 75 درصد مرگ‌و‌میرهای شایع در جهان برسد. 

 

در حال حاضر، یک سوم از مرگ‌ومیرهای شناخته شده انسان به علت بیماری‌های قلبی است و 50 درصد از کسانی که دچار سکته قلبی می‌شوند، پیش از رسیدن به بیمارستان جان خود را از دست می‌دهند. در ایران نیز بیشترین میزان مرگ‌ومیر در گروه سنی بالغان کشور مربوط به بیماری‌های قلبی و عروقی است.
ادامه نوشته

مرواریدی در صدف چشم‌

بررسی علل و روش درمان بیماری آب مروارید
مرواریدی در صدف چشم‌
جام جم آنلاین: کاتاراکت یا آب مروارید نام بیماریی است که خیلی‌ها با شنیدن آن به یاد روزگار پیری و چشمان تاری می‌افتند که پرده‌ای سفیدرنگ روی آنها را پوشانده است، این بیماری با کدر شدن عدسی شفاف چشم به وجود می‌آید و بینایی را محدود و حتی مختل می‌کند.  
 

 

طبق بررسی‌های اعلام شده، مصرف قطره‌های چشمی و ضدآلرژی که حاوی ترکیبات کورتن هستند (از قبیل بتامتازون و اگزامتازون)‌ می‌تواند در بروز یا تشدید این بیماری نقش موثری داشته باشد.

دکتر ماندانا احمدی، جراح و فوق تخصص پیوند قرنیه چشم در گفتگو با جام‌جم، دلیل بروز آب مروارید را این گونه بیان می‌کند: در چشم هر انسانی بافتی به اندازه عدس وجود دارد که قابلیت تغییر شکل نیز داشته و می‌تواند با ضخیم و نازک شدن باعث دیدن دور و نزدیک شود، ولی این عدسی به مرور زمان و با افزایش سن به دلیل تغییراتی که در محتویات بیوشیمیایی آن ایجاد می‌شود، کدر شده و کم‌‌کم سفیدرنگ می‌شود و زمینه‌های بروز بیماری را به وجود می‌آورد.

ادامه نوشته

راه‌های پیشگیری از سنگ کلیه‌

راه‌های پیشگیری از سنگ کلیه‌
 سنگ کلیه بیماری نسبتا شایعی است که معمولا با افزایش سن، میزان وقوع آن افزایش می‌یابد. سیستم دفع ادرار از 2 کلیه که توسط دو حالب به مثانه مرتبط می شود و پیشابراه که ادرار را از مثانه خارج می‌کند، تشکیل می‌شود؛ سنگ کلیه زمانی تشکیل می‌شود که یا غلظت مواد دفعی تشکیل‌دهنده سنگ در ادرار زیاد است یا علی‌رغم غلظت طبیعی، محیط ادرار برای تشکیل سنگ مساعد است. 
 

 

 

حدود 80 درصد سنگ‌های کلیوی از جنس کلسیم (بیشتر اگزالات کلسیم و کمتر فسفات کلسیم هستند. البته سنگ کلیه می‌تواند از جنس اسیداوریک، استرووایت و ندرتا سیستین هم باشد.
ادامه نوشته

طلا‌ی سرخ و سبز‌ قلب شما را دوست دارد

طلا‌ی سرخ و سبز‌ قلب شما را دوست دارد
جام جم آنلاین: محققان آمریکایی اعلام کردند، استفاده از پسته در یک رژیم غذایی سالم می‌تواند باعث کاهش خطر بیماری‌‌‌های قلبی شود.  
 

به گزارش یونایتدپرس، سارا گابئور دارای فوق‌تخصص از دانشگاه ایالتی پنسیلوانیا تحقیقی را در مورد کنترل تغذیه برای بررسی اثرات پسته بر بهداشت قلب و کاهش بیماری‌‌های قلبی انجام داده است.

موضوعات تحقیق، رژیم غذایی با چربی کلی 35‌درصد و چربی اشباع شده 11 درصد را برای 2 هفته دارا بودند. آنها 3‌ رژیم غذایی را هر کدام برای 4 هفته مورد آزمایش قرار دادند که بین هر کدام 2 هفته فاصله بود.

هر سه رژیم غذایی از کلسترول پایینی برخوردار بودند. رژیم غذایی بدون پسته، رژیمی با 25 درصد چربی در کل و 8 درصد چربی اشباع شده بوده است. رژیم با پسته دارای 10 تا 20 درصد انرژی ناشی از پسته‌ها بوده است.
نتایج این تحقیق در مجله تغذیه کلینیکی آمریکا منتشر شده و نشان داد که استفاده از رژیم غذایی دارای 20 درصد پسته در مقایسه با رژیم غذایی کنترل شده میزان لیپوپروتئین‌‌‌های کم‌غلظت یا LDL و لوسترول بدخیم را 12 درصد کاهش داده و رژیم غذایی دارای 10‌درصد پسته میزان کلسترول LDL را تا 9 درصد کاهش می‌دهد که عامل کاهش 9 و 12 درصدی بیماری‌‌‌های قلبی خواهد بود.

محققان هلندی موفق شدند

محققان هلندی موفق شدند
تهیه ژنوم قارچ مولد پنی سیلین
تیمی از محققان هلندی موفق به تهیه ژنوم قارچ مولد پنی سیلین شده اند. دانشمندان امیدوارند با اینکار بتوانند به تولید انواع جدیدی از آنتی بیوتیک ها بپردازند و مشکل مقاوم شدن میکروب های بیماریزا را در برابر آنها از بین ببرند.  

 

به گزارش واحدمرکزی خبر ، پنی سیلین و خواص درمانی انرا سر الکساندر فلمینگ 80 سال پیش کشف کرد.

جزئیات بیشتر تهیه ژنوم این قارچ در شماره ماه اکتبر نشریه علمی «نیچربایوتکنالوجی» بچاپ می رسد.

از پنی سیلیوم یا همان قارچ پنی سیلین آنتی بیوتیک هایی مانند آموکسیلین ، امپیسیلین و سفالکسین و سفادروکسیل تولید می شود.

دستکم یک میلیارد نفر از مردم جهان هر سال از پنی سیلین برای درمان بیماری های خود استفاده می کنند
.

آلودگی هوا خطر بروز آپاندیسیت را تشدید می‌کند

آلودگی هوا خطر بروز آپاندیسیت را تشدید می‌کند
جام جم آنلاین: تحقیقات نشان می‌دهد: آلودگی هوا می‌تواند خطر بروز عارضه آپاندیسیت را افزایش دهد. آپاندیسیت التهاب زائده روده کور است، اگر آپاندیس ملتهب و متورم شود باید تحت عمل جراحی از بدن خارج شود تا خطر ترکیدگی آن در بدن و در نتیجه آن خطر مرگ بیمار، برطرف شود.  
 

 

 

گروهی از پژوهشگران دانشگاه کالگاری دریافته‌اند؛ شمار افرادی که به دلیل بروز آپاندیسیت در بیمارستان بستری می‌شوند، در روزهایی که آلودگی هوا افزایش می‌یابد، ‌معمولا بیشتر است.

این پژوهش که شرح آن در کنفرانس کالج آمریکایی گاستروانترولوژی ارائه شده حاکی است؛ آلودگی خطر کلی التهاب بافتی را تشدید می‌کند.

آپاندیس زائده کوچکی است که به روده بزرگ متصل است. نقش این زائده هنوز معلوم نیست اما برخی از شواهد علمی نشان می‌دهد که ممکن است مامن باکتری‌های مفیدی باشد که به فرایند هضم غذا و نیز مبارزه با عفونت‌ها کمک می‌کنند.

آمارها نشان می‌دهد که آپاندیسیت تقریبا 7 درصد از مردم انگلیس را مبتلا می‌کند و در بین مردان شایع‌تر است. این عارضه معمولا در گروه سنی 10 تا 30 سال بروز می‌کند و در اشخاصی که در رژیم غذایی خود مقدار زیادی فیبر خوراکی مصرف می‌کنند،‌ کمتر بروز می‌نماید.

در این مطالعات تیم پزشکی کالگاری بیش از 45 هزار فرد بالغ را که بین سالهای 1999 تا 2006 به دلیل آپاندیسیت در بیمارستان بستری شده بودند، تحت آزمایش و مطالعه قرار دادند.

هرچند عفونت و گرفتگی می‌تواند عامل بروز این عارضه باشد اما در بسیاری از موارد علت آپاندیسیت مشخص نیست.

تأثیر مصرف شکر بر رفتار افراد

تأثیر مصرف شکر بر رفتار افراد
جام جم آنلاین: محققان با بررسی رفتارهای اجتماعی افراد و کنترل میزان مصرف مواد قندی توسط آنها پی بردند که مصرف مواد قندی رفتار انسان را ملایم تر می کند. 
 

 

 

محققان دانشگاه آمستردام با انجام مطالعات متعدد پی بردند که مصرف شکر در خلق و خوی افراد و مطلوب کردن آن موثر است.

ادامه نوشته

قرص طول عمر

  

دانش - قرص طول عمر  

سارا بازلی/ ترجمه کاوه فیض‌اللهی:قرصی مرکب از چهار داروی مختلف که می‌تواند میزان مرگ‌ومیر ناشی از حمله قلبی و سکته را در سرتاسر جهان به نصف کاهش دهد، این هفته در لندن وارد مرحله آزمایش انسانی می‌شود. این قرص چندکاره روزی یک عدد تا سال‌های بسیار رویای پزشکان بوده است، اما از آنجا که داروهای موجود در آن، از جمله آسپیرین، ارزان هستند، شرکت‌های داروسازی انگیزه مالی نداشتند که درگیر این کار شوند. اما اکنون تیم‌های بین‌المللی پژوهشگران با پشتیبانی سازمان Wellcom و بنیاد قلب انگلستان تنها چند سال با تبدیل رویای قرص چندکاره به واقعیتی دست‌یافتنی فاصله دارند. مشکلات ترکیب چهار دارو در یک قرص برطرف شده است و این قرص که «قرص قلب قرمز» نامیده شده، توسط شرکت هندی داروهای ژنریک دکتر ردی ساخته شده است.

اکنون داوطلبان برای یک طرح آزمایشی 12 هفته‌ای که تا 700 نفر در شش کشور در آن شرکت دارند، به خدمت گرفته می‌شوند. اگر همه چیز خوب پیش برود، آزمایش اصلی با 5 تا 7 هزار نفر داوطلب در پایان سال آینده آغاز خواهد شد.
آنتونی راجرز (A.Rodgers)، از مدیران بخش آزمایش‌های بالینی دانشگاه اوکلند و سرپرست این پروژه، می‌گوید رساندن قرص چندکاره به این مرحله کاری دشوار بود. «احتمال آنکه جریان اصلی صنعت داروسازی امروز این کار را بر عهده بگیرد بسیار ناچیز است. ما در فاصله 2000 تا 2002 چند سال را صرف آن کردیم که تعدادی از شرکت‌ها را برای انجام این کار متقاعد کنیم، اما به هیچ‌جا نرسیدیم. اساسا کل مدل تجاری آنها حول مشتریانی است که برای آخرین داروی پرسروصدا و پرفروش سالی چند صد پوند هزینه می‌کنند. قرصی محتوی داروهای‌ اثبات‌شده که می‌تواند خطر بیماری‌های قلبی‌ـ‌ عروقی را به نصف برساند و با 20 پوند در سال می‌توان آن را تهیه کرد، برای آنها می‌تواند تهدیدی به شمار آید.» او این نکته را نیز اضافه کرد که یافتن منبعی برای تامین بودجه پژوهشی آن هم برای ایده‌ای نجات‌بخش که عبارت است از کاربرد داروهای موجود و بنابراین همان اندازه که نوآوری دارد به نحوه کاربرد هم مربوط می‌شود، دشوار بوده است.

«فرض کنید کسی با استفاده از داروهای ثابت‌شده موجود و قابل‌تهیه به راه‌حل معتبری برای پیشگیری از بیشتر انواع سرطان دست یابد، آیا می‌توانید تصور کنید که این همه طول بکشد تا به مرحله آزمایش برسد؟» مشتری معمول قرص چندکاره، مردی 55 ساله یا زنی اندکی پیرتر است که سیگار می‌کشد. علل شایع بیماری‌های قلبی‌ـ‌عروقی، سیگار کشیدن، اضافه وزن و بی‌تحرکی هستند. در انگلستان پزشکان برای افرادی که در خطر این بیماری‌ها هستند معجونی از داروها تجویز می‌کنند، به‌ویژه اگر قبلا دچار حمله قلبی شده باشند. اما اگرچه این داروهای پیشگیری‌کننده برای پایین‌آوردن فشار خون و کلسترول در سیستم بهداشت عمومی به راحتی قابل تهیه هستند، بعضی افراد به پزشک مراجعه نمی‌کنند و بعضی دیگر استفاده مداوم چندین دارو با هم را بسیار دشوار می‌یابند. در قرص چندکاره، آسپیرین، نوعی استاتین برای پایین آوردن کلسترول، یک بازدارنده ACE (آنزیم تبدیل آنژیوتنسین) و نوعی تیازید برای مقابله با فشار خون بالا یک‌جا موجود است. پروفسور سایمون تام (S.Thom) از مرکز بین‌المللی سلامت گردش خون در ایمپریال کالج لندن که شاخه انگلیسی این آزمایش در آن تشکیل می‌شود و همین هفته نخستین داوطلب در آنجا مصرف قرص‌ها را آغاز خواهد کرد، می‌گوید: «در جامعه ما گروه‌های خاصی هستند که در حال حاضر از داروهای لازم برای پیشگیری استفاده نمی‌کنند.

در میان آنها هم کسانی هستند که در خطر نسبی بیماری‌های قلبی‌ـ‌عروقی هستند اما خودشان نمی‌دانند و هم افرادی که به طور جدی در خطرند و پیش از این دچار حمله قلبی شده‌اند.» کسانی که تاکنون یک بار دچار حمله قلبی شده‌اند 100 درصد باید دارو مصرف کنند اما در عمل این طور نیست. قرص قلب قرمز می‌تواند امید به زندگی مردم در کشورهای در‌حال‌توسعه را تغییر دهد. در کشورهایی با درآمد متوسط نظیر هند و برزیل، بیماری‌های قلبی‌ـ‌عروقی با رواج سبک زندگی غربی سر به فلک گذاشته است. تام می‌گوید «کوکاکولا قیمتی ندارد و همه برای جابه‌جا شدن از وسایل نقلیه موتوری استفاده می‌کنند. اینها همه ظرف یک نسل اتفاق افتاده و بنابراین هیچ ربطی به ژنتیک ندارد.» به استناد سازمان بهداشت جهانی، هر سال 17 میلیون نفر در اثر بیماری‌های قلبی و سکته می‌میرند و 80 درصد این مرگ‌ومیر در کشورهای در حال توسعه اتفاق می‌افتد.

هواداران قرص چندکاره می‌گویند با مصرف روزانه یک قرص قلب قرمز که ماهی یک دلار هزینه برمی‌دارد، می‌توان این تلفات را به نصف رساند. اگرچه تام انتظار دارد انواعی از قرص‌های چندکاره تولید شود تا در انگلستان پزشکان بتوانند آنها را تجویز کنند، یک قرص استاندارد را می‌توان در داروخانه‌های کشورهای در حال توسعه بدون نسخه فروخت. به گفته تام «انتظار می‌رود این قرص در کشورهای در حال توسعه بدون هیچ محدودیتی توزیع شود اما کسانی که به واقع باید در جلوی صف باشند، آنهایی هستند که سابقه حمله قلبی و سکته داشته‌اند و به خاطر گرانی این داروها بوی هیچ کدام‌شان را هم نشنیده‌اند.»
Guardian, Sep.29, 2008

کاهش 10 ساله سن‌ ابتلا به سرطان سینه در ایران‌

آخرین آمار وزارت بهداشت نشان می‌دهد
کاهش 10 ساله سن‌ ابتلا به سرطان سینه در ایران‌
جام جم آنلاین: براساس آخرین آمار مرکز ثبت سرطان مرکز مدیریت بیماری‌های وزارت بهداشت، در سال 84 موارد بروز سرطان سینه 5 هزار و 981 مورد، سرطان دهانه رحم (سرویکس) 469 مورد و سرطان رحم 561 مورد گزارش شده است.  
 

 

دکتر مهران‌دخت عابدینی، کارشناس اداره سلامت میانسالان وزارت بهداشت در گفتگو با ایسنا با بیان این که موارد سرطان به ثبت رسیده در کشور صرفا براساس نمونه‌های ارسالی به پاتولوژی بوده است، در ادامه اظهار کرد: این در حالی است که بسیاری از افراد پس از اطلاع از وجود توده‌ای با نمای بدخیم به پاتولوژی مراجعه نمی‌کنند.
وی سرطان پستان، رحم و دهانه رحم را از سرطان‌های مهم زنان برشمرد و افزود: خوشبختانه سرطان دهانه رحم در ایران به علت عدم تعدد زوجین و روابط جنسی تعریف شده از شیوع کمتری برخوردار است.

کارشناس اداره سلامت میانسالان وزارت بهداشت با اشاره به کاهش 10 ساله سن ابتلا به سرطان پستان در ایران افزود: در حالی که امکان تشخیص این سرطان‌ در مراحل اولیه وجود دارد، اما غالبا زمانی ضایعات سرطانی تشخیص داده می‌شود که ناگزیر به جراحی‌های وسیع به همراه کموتراپی برای درمان هستیم.

دکتر عابدینی با این توضیح که برای تبدیل یک سلول سرطانی در پستان به توده یک سانتی‌متری دست‌کم به 10 سال زمان نیاز است، افزود: در این فاصله می‌توان با بهره‌گیری از روش‌های تشخیصی مناسب، توده زیر یک سانتی‌متر را شناسایی و درمان سبک، کم‌هزینه و اثربخشی را ارائه کرد.

کارشناس اداره سلامت میانسالان وزارت بهداشت با تاکید بر این که بهترین راه مقابله با سرطان پستان تشخیص زودرس آن است و درمان این سرطان در مراحل اولیه قطعی است، گفت: تلاش می‌شود با بهره‌گیری از شیوه‌های مختلف معاینه چون (خود آزمایی بالینی) در آخرین روز از قاعدگی و یا معاینه سالانه افراد توسط ماموگرافی (عکسبرداری ساده از پستان) از 40 سالگی،‌ توده سرطانی (زیر یک سانتی‌متر) زودهنگام تشخیص داده شود.

به گفته این جراح و متخصص زنان و زایمان، معاینه پستان توسط فرد هزینه‌ای برای خانواده ندارد و فقط به اندکی حوصله و 10 دقیقه وقت نیاز دارد.

وی با بیان این که با انجام منظم معاینات فرد با خصوصیات بافت پستانی خود آشنا و در صورت بروز توده غیرطبیعی سریع‌تر به وجود آن پی می‌برد در ادامه وجود سابقه ابتلا به سرطان پستان در خانواده، مصرف برخی داروها و سابقه ابتلا به سرطان کولون و تخمدان و نیز نخستین زایمان پس از 30 سالگی و یائسگی پس از 55 سالگی را از عوامل خطر برای ابتلا به سرطان پستان برشمرد.

دکتر عابدینی افزود: با این که سرطان دهانه رحم در ایران از میزان شیوع بالایی برخوردار نیست؛ اما کاملا قابل پیشگیری است به طوری که در مراحل پیش سرطانی با تست پاپ اسمیر قابل شناسایی است.

وقتی قلب بزرگ می‌شود...

وقتی قلب بزرگ می‌شود...
 بیماری‌های قلبی - عروقی به عنوان اولین عامل مرگ و میر و یکی از علل مهم ناتوانی افراد در سراسر جهان شناخته شده‌اند. یکی از این بیماری‌ها در میان مبتلایان به فشارخون بالا و سایر مشکلات قلبی شیوع بیشتری دارد، بزرگ شدن قلب است که در واقع به افزایش اندازه این عضو گفته می‌شود.  

 

در اکثر موارد، بزرگ شدن قلب پدیده‌ای غیرعادی است اما مورد استثنایی هم وجود دارد و آن بزرگی قلب در اثر انجام حرکات ورزشی آیروبیک است که بزرگی غیرمضری را سبب می‌شود.
ادامه نوشته

دستگاه دیالیز

  
 
 
500 دستگاه دیالیز در کشور مورد نیاز است

دستگاه دیالیز:

دستگاهی است که عمل جداسازی مواد سمی مانند اوره و آمونیاک از خون را انجام می دهد.از این دستگاه بعنوان جانشینی برای کلیه در صورت نارسایی یا از کار افتادن آنها استفاده می شود.

اساس کار دستگاه:

در ابتدا ماده هپارین بوسیله پمپی به خون اضافه می شود تا خون رقیق شود.مخلوط این دو وارد فیلتر دیالیز شده و از طریق غشایی نیمه تراوا در مجاورت مایع دیالیز یا دیالیزیت قرار می گیرد.ترکیبات موجود در دیالیزیت شامل یونهای سدیم و پتاسیم و گلوکز می باشد.مواد سمی خون از غشاء نیمه تراوا عبور کرده و وارد محفظه تبادلی دیالیزیت می شود.مایع دیالیز از ماده غلیظ دیالیز یت تهیه می شود و بوسیله دو پمپ قابل تنظیم در محفظه اختلاط پدید می آید. فیلتر هادر شکل های مختلف ساخته می شوند و شامل سه خانواده کلی زیر می شود:

الف:دیالیز کننده مارپیچی:لوله ای است دارای دیواره نیمه تراوا که خون به داخل آن رانده شده ومایع دیالیز در اطراف لوله که بشکل مارپیچ می باشد جریان دارد.

ب:دیالیز کننده سطوح متوازی:شامل صفحات موازی نازک که درون آنها خون و خارج آنها مایع دیالیز جریان دارد می باشد. ج:کلیه فیبر تو خالی:شامل ده تا پانزده هزار فیبر تو خالی با قطر 02 میلیمتر و طول 150 میلیمتر که کنار هم قرار گرفته اند.خون درون آنها و مایع دیالیز در اطراف آنها جریان دارد. با توجه به حساسیت خاص دستگاه دیالیز سیستمهای ایمنی واخطارهای متعدد در قسمتهای مختلف دستگاه نصب شده است.این سیستمها در مواقعی نظیر ورود هوا به مسیر جریان خون یا پاره شدن غشاءحائل در فیلتر دیالیز پمپ خون را خاموش کرده و عمل دیالیز پس از رفع مشکل بوسیله تکنسین مربوطه میسر خواهد شد.

روزنامه اعتماد :بر اساس نظر کارشناسان بروز بیماری های کلیوی در کشور رو به افزایش است و پیش بینی می شود تا پایان سال 91 تعداد مبتلایان به بیماری های مزمن کلیه دوبرابر شود. این در حالی است که دستگاه های دیالیز موجود فرسوده شده و نیاز به دستگاه های جدید و جایگزین افزایش می یابد. مصطفی قاسمی رئیس انجمن حمایت از بیماران کلیوی در گفت وگو با ایسنا مشکلات عمده بیماران پیوندی را دسترسی به دارو و پرداخت هزینه های آن عنوان کرد و گفت؛ تعدادی از بیماران پیوندی به داروی ایرانی پاسخ مثبت نمی دهند و ناگزیر باید از داروی خارجی استفاده کنند. از طرفی بر اساس مصوبه وزارت بهداشت، یارانه به این داروها تعلق نمی گیرد و هر بیمار پیوندی ماهانه حدود 200 تا 250 هزار تومان برای تامین داروهای مورد نیاز خود هزینه می کند. قاسمی از معاونت داروی وزارت بهداشت خواست با تشکیل کمیسیونی تحت نظر متخصصان و معتمدان وزارت بهداشت، این امکان را فراهم کند که بیمارانی که به داروی ایرانی پاسخ مثبت نمی دهند، بتوانند با استفاده از تسهیلات بیمه یی از داروی خارجی استفاده کنند. وی با بیان اینکه کیفیت انجام دیالیز در ایران استاندارد نیست با اشاره به کمبود دستگاه های دیالیز در کشور ادامه داد؛ در حال حاضر علاوه بر آنکه جایگزینی برای دستگاه های فرسوده وجود ندارد بلکه با توجه به رشد 12 تا 15 درصدی بیماران دیالیزی، به منظور راه اندازی بخش های جدید به دستگاه های جدید نیاز است. با توجه به کمبود دستگاه دیالیز، بیماران ناگزیر به مراکز استان یا شهرهای همجوار خود مراجعه می کنند. به دلیل کمبود دستگاه و امکانات، برخی از بیماران که باید سه بار در هفته دیالیز شوند، یک یا دو بار دیالیز می شوند. در صورتی که کمبود دستگاه ها و مراکز دیالیز مورد توجه قرار نگیرد، با توجه به رشد جمعیت بیماران دیالیزی، طی چند سال آینده با بن بست مواجه می شویم. در این زمینه سال گذشته حدود 200 دستگاه دیالیز وارد شد که در مقابل نیاز بیماران ناچیز بود. در حال حاضر نیز حداقل 500 دستگاه دیالیز دیگر نیاز است. از طرف دیگر بازنگری در تعرفه های دیالیز نیز ضروری است. رئیس انجمن حمایت از بیماران کلیوی افزود؛ در گذشته دستگاه های دیالیز پس از ورود به صورت رایگان در اختیار مراکز درمانی قرار می گرفت، در حالی که اکنون هر دستگاه 10 تا 12 میلیون تومان به فروش می رسد. در حال حاضر حتی امکان خرید دستگاه از طرف خیرین هم نیست؛ چرا که دستگاهی وارد نشده و در این زمینه موجودی انبار هلال احمر به عنوان یکی از واردکنندگان دستگاه دیالیز صفر است. وی در این باره ادامه داد؛ هر بیمار کلیوی هفته یی سه جلسه و هر جلسه 4 تا 5 ساعت باید دیالیز شود و بیمه ها برای هر جلسه دیالیز مبلغ 50 هزار تومان هزینه می پردازند. پس از انجام عمل پیوند پوشش بیمه ها قطع شده و ممکن است پیوند پس زده شده و مجدداً بیمار به دیالیز بازگردد. این امر هزینه بیمه ها را چند برابر می کند. به گفته قاسمی در حال حاضر حدود بیش از 15 هزار بیمار دیالیزی در کشور وجود دارد. این در حالی است که آماری از بیماران پیوندی در دست نیست. در عین حال رئیس مرکز مدیریت پیوند و بیماری های خاص وزارت بهداشت از تخصیص اعتباری به دانشگاه های علوم پزشکی در قالب ردیف تجهیز بیمارستان ها با اولویت دیالیز خبر داد و گفت؛ بر اساس محاسبات ستاد وزارت بهداشت، افزایش تعداد تخت های دیالیز به عنوان یک ضرورت مسجل شده است. دکتر عقیقی در گفت وگو با ایسنا با اشاره به رشد جمعیت بیماران دیالیزی در سطح کشور گفت؛ بر اساس محاسبات ستاد وزارت بهداشت، افزایش تعداد تخت های دیالیز به عنوان یک ضرورت مسجل شده است. مطمئناً با همت دانشگاه ها، خرید 500 دستگاه دیالیز جدید در سال جاری میسر خواهد شد. در این زمینه دانشگاه ها می توانند به محض وصول منابع، برای خرید اقدام کنند. وی با اشاره به جایگزینی بی کربنات به جای استات در دستگاه های دیالیز گفت؛ متناسب با دستگاه های مختلف دیالیز از چند نوع پودر بی کربنات استفاده می شود. واردات یکی از انواع پودرها برای مدت حداکثر سه هفته دچار مشکل شد که با پیگیری های انجام شده و همکاری معاونت غذا و داروی وزارت بهداشت این وقفه برطرف شد.

معاینه سالانه و ماموگرافی بعد از 40 سالگی‌

معاینه سالانه و ماموگرافی بعد از 40 سالگی‌
جام جم آنلاین: در دومین همایش آموزشی عمومی سرطان سینه با شعار «سرطان سینه، تشخیص زودرس، درمان موفق» متخصصان به بررسی علایم و شیوه‌های پیشگیری از سرطان سینه پرداختند. 
 

 

به گزارش ایسنا، دکتر آسیه الفت بخش، جراح و مدیر گروه پژوهشی بیماری‌های  سینه در این همایش در خصوص علایم بیماری‌های  سینه گفت: وجود انواع توده، بروز درد، ترشح از نوک سینه و علایم پوستی از عمده علائم  بیماری‌های  سینه هستند که در صورت بروز هر یک از این موارد، بیمار باید به پزشک مراجعه کند.

ادامه نوشته

که نبست قدرت قلم را در جواب با دار

جمعه 18 مرداد 1387
- ٌقلم رصاص- 
الاحق که کتاب و قلم فقظ نکنددفاع ار نام و ننک
ارامرؤر جه گییریم به کمر و چه به دسث
شویم مستانه راهی کوههای پر دشث
دیگر کی شود مارا کاری با انترنیت و ماهواره
که نکند کاری جانانه برای این مردم بیچاره
رویم به جنگ با عفریت زمانه
که نیست او راهیچ ربطی با حقوق زمانه
ندانداو از حقوق بشر و نیست او را کاری با دمکراسی.
کشد به رخ همه طناب و شکنجه و تجاوز و بی عدالتی
کند اصل و اصول خود اعدام سنکسارو شکنجه و کینه.
زند تیشه به ریشه هر چه مهروعدالت و دوستی
تاکه شوپم ساکت و کنپم گوش په این همه امواج ماهواره.
که نکرد ان چنان کاری بجز شوکه و مهم کاری برای مهر نهاد بیچاره.
کی بود توان قلم و امواج برای دفاع این همه بپچاره.
چونکه عفربت نتواندخواند زبان ملل مظلوم و بپجاره.
که تواند خواندن ابن زبان جنایت کاران زمانه
چون دهی گردن مثل مهر نهادی در دفاع
که نبست قدرت قلم را در جواب با دار
کردی و شد ثبوت راه چه چه بلبل را
که تنها دهد جواب ابلیس تشنه خون قلم مظلوم را
نهادی با خون خود پاپه مهر و مقاومت و ایستادگی
که نیسث این دژخیمان را هنر جز جنگ با ازادی
کند سران را جدا از بدن تا بگیرد بوی گل از نهال ازادی.
بسی فروکردی مردم ابن خته را در اندوهی بزرگ که نیست دبگر راهی بجز جنگ برای ازادی.
تو را نبست طاقت ای اهریمن زمانه
که بگبری طفبان ابن رودخانه پر خروشان روانه
کنیم ایمان خود که چرا کردی اعدام مهر و نهاد
که روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

نیاد

LOVE by Little Nora

  

نیاد

 

آ په سری سودایی هم نیاد نکنت مارا

زانان که گلین شیرین فرهاد  نکنت ما را

بید چه تیی نیادانی نودانی تماها دوست

هچ پیمین گم و اندوه برباد نکنت ما را

نودان په منا گریتگ ماه مهگرا هم گپتگ

هانل بلے گران نازین هچ یاد نکنت ما را

من زند وتی بکشات په داد و دهش انگت

ڈکّالا تیی شهرے کس راد  نکنت ما را

تیی کهرے قضایا چه مے سر مان مسیتا کپت

په سهبے نمازا هم کس پاد نکنت ما را

ای بی وسی انت زندے گڈی دم و پاسانی

وهدی مان وتی لوگا کس سیاد نکنت ما را

کپتان چه دلان هنچوش بد نامان مان تیی شهرا

دلدار کسی سودا په واد نکنت ما را

جبار دلدار - کنارک 

 

                                                        Love Gift by Firenzesca [Game Over]

بلوچستان ! بلوچستان

بلوچستان ! بلوچستان  

 

   مــئــی نـــام ءُ نــنــگ ءُ بــرزیــن شـــان

  مــئــی هــد ءُ گــوشـت ءُ هـون ءُ ســاه

  در آهـــــتــــگ اچ تـــــئـــــی حـــــــاک ء

  تــوئـــی مــئــی مـــات و ســیــریـن لاپ

  بــه بـئـی سـر سـبـز ءُ هــــم شــــاداب 

      بلوچستان ! بلوچستان 

 

  تــئــی مــاهــیــن جــنــک چـــو هـــور

  پـــــه لـــج ءُ غــیــرت ء مــشـــهـــــــور

  تـــــئـــــی بــچ نــــنــگ ءُ نـــامــانـــــی

  مــــراداریــــن کــــلامــــــــــانــــــــــــی

  تــــئـــــی آزاتـــــی ء پــــــــــانــــــــــگ

  کـــن انـــت مـــــال ءُ ســــر ء قــربـــان 

 

   بلوچستان ! بلوچستان 

 

 

  بـــچــنــدی بــیــرک ات بـــــــــــــــرز ء

 

  چــه هــنــدو کــش تـــان الـــبــــــرز ء

  چـــه هــیــلــمــنــد تــازر ء ســـوزیــن

  بــلــوچ بــول بــنــت شــکــر لـــوزیـــن

  تــــئــی نـــــام و نــــشــان دائــــــــم

  تــئــی شــان و شــرف قــائـــــــــــم

  بـــــه بـــــیــــت تـــــــــان دور ءُ دوران 

   بلوچستان ! بلوچستان 

عید ما

Hingol National Park 

 

عید ما روزیست که ظلم از خاک ما بیرون شود  

  خانه اش ویران شود حیران وسرگردان شود                        

 خاک ما خاک بهشت وآبش از کوثر شود           

  پرچم رنگین ما رنگین کمان را سر شود   

 عید ما روزیست که صدها مهرنهاد آزاد شود     

  کاخ ظالم محو باشد نور حق ساطع شود           

 عید ما روزیست که تبعیض وستمها گم شود                                                            

این  بلوچستان ما عاری زصد  دشمن شود   

 عید ما روزیست که خاک ما گلستانها شود   

 نخل زیبایش بماند تا ابد شاداب هم شیدا شود                        

  

من خویشاوند نزدیک هر انسانی هستم .

 

من خویشاوند نزدیک هر انسانی هستم .

 نه ایرانی را به غیر ایرانی ترجیح می دهم نه ایرانی را به ایرانی .

 من یک لر بلوچ کرد فارس ، یک فارسی زبان ترک ، یک افریقائی اروپائی استرالیائی امریکائی آسیائی ام ، یک سیاه پوست زردپوست سرخ پوست سفیدم که نه تنها با خودم و دیگران کمترین مشکلی ندارم بلکه بدون حضور دیگران وحشت مرگ را زیر پوستم احساس می کنم .

من انسانی هستم میان انسان های دیگر بر سیاره ی مقدس زمین ، که بدون دیگران معنائی ندارم .-احمد شاملو

انواع موسیقی بلوچستان

 

موسیقی بلوچستان به پنج نوع متفاوت تقسیم بندی می‌شود:

 

1- نعت و غزل : همان موسیقی عرفانی بلوچستان است . ادوات اصلی در این موسیقی رباب و تنبورگ می باشد امروزه نیز استفاده می شود در این موسیقی اشعار عرفانی از مولانا ، حافظ ، جامی ، خسرو دهلوی ، شیخ عثمان مروندی معروف به قلندر لعل شهباز و اشعار عرفا و شعرای محلی سراوان که اکثرا از سادات روستاهای پیر آباد و دهک هستند ، بکار می روند از جمله خواجه مرشد ، خواجه بنی بخش و سید عبدالرئوف را با موسقی محلی  وعرفانی در ایام خاص مثلا میلاد ائمه خصوصا نیمه شعبان در مراسم مولودی می خوانند . یکی از نوازندگان رباب و خواننده مرشد محمد جان پیر آبادی است که از چهره ای جذاب و صدایی گیرا برخوردار است و در نوازندگی رباب استادی به تمام معنا است ، ولی به دلیل اعتقادات عرفانی و مذهبی اجازه ضبط صدا و تصویر را نمی‌دهد .

ادامه نوشته

تجلیل از راوی ترانه‌های بلوچ

با حضور محمدرضا شجریان در تالا‌ر آسمان انجام شد:

اعتماد ملی:‌ چهارشنبه روز بلوچ‌ها در تهران بود، چرا که در این روز همایش بررسی موسیقی سیستان و بلوچستان و بزرگداشت ملا‌ کمال‌خان هوت با سخنرانی محمدرضا شجریان در تالا‌ر آسمان فرهنگستان هنر برپا شد. این برنامه نخستین همایش از مجموعه‌همایش‌های فرهنگ و هنر اقوام ایران زمین به‌شمار می‌رفت که با محور فرهنگ و هنر سیستان و بلوچستان و بزرگداشت استاد ملا‌کمال‌خان هوت برگزار شد.


در کنار شجریان، محمدرضا درویشی، ایرج نعیمایی، احمد مسجدجامعی و تنی چند از پژوهشگران بلوچ هم در این همایش حضور داشتند. در ابتدا گروه موسیقی بلوچستان به اجرای برنامه پرداخت و سپس محمدرضا شجریان سخنانش را با ابراز تاسف از فراموشی موسیقی مقامی در ایران آغاز کرد: <دریغا که در دنیای امروز میل به یکسان‌سازی و بی‌اعتنایی به فرهنگ‌های مختلف این سرزمین، تنوع چشم‌نوازش را در خطر قرار داده و بیم آن می‌رود که رفته‌رفته یاد ما از این زیبایی بی‌مانند فرهنگی تهی شود. نمی‌توانم حسرت و اندوه خود را پنهان کنم که سرچشمه غنی موسیقی ایرانی که همانا موسیقی مقامی و بومی اقوام مختلف است، بیش از پیش فراموش شود و از دسترس حافظه فرهنگی ما دور بماند.>

او درباره ملا‌کمال‌خان هوت اضافه کرد: <ما از هنرمندان ارزشمندی چون ملا‌کمال‌خان هوت غفلت و نقش بی‌بدیل آنها را در شکوفایی فرهنگ این سرزمین فراموش کرده‌ایم. نادیده گرفتن نقش مهم ملا‌کمال‌‌خان‌ها محروم کردن موسیقی و فرهنگ ایرانی از سرچشمه آنهاست. من معتقدم که هیچگاه نباید ایران را تنها معادل فرهنگ این و یا آن گروه در نظر گرفت. آنچه به این مجموعه زیبایی و غنا می‌بخشد تنوع بی‌نظیر و بی‌مانند این سرزمین است که بی‌شک تنوع موسیقی اقوام یکی از آنهاست.>سپس محمدرضا درویشی (پژوهشگر موسیقی نواحی) طی سخنانی گفت: <استاد کمال‌خان هوت بزرگترین خواننده و موسیقیدان به معنای واقعی کلمه نه‌تنها در بلوچستان بلکه در سراسر ایران است. موسیقی بلوچستان مهم است البته نه اینکه بخواهیم از لحاظ کمی و کیفی، ویژگی فرهنگی مختلف را ارزش‌گذاری کنیم که البته این مورد نیز قابل بحث است. سرزمین پهناور بلوچستان تنوع شگفتی در حجم رپرتوار موسیقی، سازها و مقام‌های مختلف دارد.> ‌ در انتها استاد ملا‌کمال‌خان هوت به‌حرمت مردم و برای اینکه هدیه‌ای به آنها داده باشد، دقایقی به اجرای پهلوانی و آواز پرداخت؛ هرچند شنیدن خبر درگذشت برادرزاده ملا‌کمال خان همزمان با برپایی این مراسم، حاضران را متاثر کرد. گفتنی است احمد مسجدجامعی عضو شورای شهر تهران هدایایی را به ملا‌کمال خان اهدا کرد

خلاصه ای از زندگی استاد غلام رسول دینارزهی

استاد غلامرسول دینارزهی آهنگساز - خواننده و نوازنده بلوچستان می باشد

کار موسیقی را از ۳۴ سال قبل با عشق و علاقه به موسیقی محلی بلوچی آغاز کرد و استاد وی در این عرصه فتیح محمد نسکنتی بوده است .

وی از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۵ هـ . ش در رادیو و تلویزیون کویته و کراچی به آهنگسازی سرودهای بلوچی پرداخته است . و سپس از سال ۱۳۵۸ در صدا و سیمای مرکز استان سیستان و بلوچستان مشغول به کار شد و در زمینه آهنگسازی و تولید موسیقی محلی - انقلابی آثار برجسته ارائه داد .

استاد غلام رسول دینارزهی مدتی هم بعنوان گوینده اخبار در رادیو به فعالیت پرداخت او تا کنون برای بیش از صد سروده محلی آهنگسازی نمده که شامل بسیاری از سرودهایی است که توسط خوانندگان جوان بلوچ در جشنواره ها و همایشهای مختلف مورد تقدیر قرار گرفته است .

 

 

از مشهور ترین آثار وی می توان از سرود بسیار زیبای کشور ایران نام برد که به همراه قطعات دیگری از آهنگهای سنتی - حماسی در دوران جنگ تحمیلی اجرا شده اند .

استاد دینارزهی هم اکنون ساکن بندر چابهار است و کماکان مشغول فعالیتهای هنری می باشد .

The Baluchi Zahirig music

The Baluchi Zahirig music

 

Tavoos Quarterly,No.10
Jean During
 

Click here to view the slide show

Introduction: Professional Baluchi Musicians1
 

In ancient times, the Baluchis dwelt in the north and center of Iran. From the 10th century onwards, they slowly moved towards the south until they reached the border of India. They now occupy a vast territory covering the western part of Pakistan, southeastern Iran, and Afghan Khorasan. More recently, they spread along the Arabian coast of the Persian Gulf. During this long process of migration, they met other ethnic groups such as the Brahu’is, the Sindis, and the Lasis. Among them were some tribal groups who distinguished themselves by their skill in handicrafts (jewelry and ironwork) and music making. These groups belong to the social category of the osta2 (masters) and mainly to the Rend and Zangeshahi tribes. They may be the descendants of the Luli or Gypsy nomads whose existence is attested to as far back as 2000 years ago.

 

The outstanding role of these hereditary professional musicians in Baluchi cultural life, brings forth the question of the “purity” concerning the origin of Baluchi music, mainly that of the South (Makran province). It seems at first glance that the old Iranian strata which is attested to by some modes (Qeble, Salat) and rhythms (6/8, 7/8) have been dominated by the Eastern strata which provides the Baluchi music with a specific flavor whose provenance is between Iran‘s maqam and India’s raga. This d the Lasis. Among them were some tribal groups who distinguished themselves by their skill in handicrafts (jewelry and ironwork) and music making. These groups belong to the social category of the osta2 (masters) and mainly to the Rend and Zangeshahi tribes. They may be the descendants of the Luli or Gypsy nomads whose existence is attested to as far back as 2000 years ago.

 

The outstanding role of these hereditary professional musicians in Baluchi cultural life, brings forth the question of the “purity” concerning the origin of Baluchi music, mainly that of the South (Makran province). It seems at first glance that the old Iranian strata which is attested to by some modes (Qeble, Salat) and rhythms (6/8, 7/8) have been dominated by the Eastern strata which provides the Baluchi music with a specific flavor whose provenance is between Iran‘s maqam and India’s raga. This impression relies on the centrality of the fundamental degree (sa in India) in all the tunes or modal structures, on the chromatic basic scale system and on some modes unknown in the Iranian-Arabic traditions, not to mention the use of sympathetic strings, the rhythmic drone of the tanburag lute, etc.

Rhythmic specificities (“syncopated” accentuations, swing and groove, great flexibility, ambiguity between 4 and 7 beat rhythms, 3 and 5, 5 and 7)—as well as some unusual hexatonic modes—may be traced back to the local traditions handed over by the osta. In any case, all these layers are not clearly separated and constitute the compact ground of the professional Makran musical tradition, the cradle of which is the Dashtiyari region and the urban centers of Kulwa, Rask and the harbors of Chabahar, Gwadar and Pasni in Iran and Pakistan. It is only in this area that what the Baluchi consider the highest musical form is found, namely the shervandi3, or the art of the minstrels. This genre stands out above all the other professional or folk genres such as the song repertory (sowt, nazink, ghazal) or the trance repertory (guati damali).

I.The Zahirig as a Genre and Mode

 

The shervandi combines vocal compositions and non-measured sections in a virtuoso melismatic style called alhan, comparable to the Persian avaz. This both vocal and instrumental genre—performed on the fiddle sorud, the double flute doneli, and the dulcimer benju—uses a set of modes called the zahirig.4 Zahirig has two meanings: 1) A non-metric melismatic genre; 2) The Baluchi equivalent of the Arabic-Iranian-Turkish concept of maqam or the Indian concept of raga.

 

In a shervandi session, the singer (sha‘er), generally accompanied by the fiddle sorud, starts with a non-measured melismatic section alhan in a specific mode (zahirig) developed between 30 seconds to 4-5 minutes. In an instrumental performance, one is free to develop the zahirig or to link several of them together. After a measured piece (zimol),5 one often concludes with a short zahirig motive in the same mode. Almost all the instrumentalists perform the introducing alhan in the same mode (zahirig) as the zimol, the relationship between zahirig and zimol being identical to the one between the Indian alap and thumri. Yet strangely enough, the singers generally start with an alhan in one mode and continue with a zimol in another mode, without caring for the modal consistency of the performance.

 

All the professional Makran musicians know at least two or three basic non-measured melodic types corresponding to specific zahirig, yet quite often they don’t even know the names of these types. This may be the reason why even the concept of zahirig as a modal form (similar to the maqam) has remained unnoticed by the rare scholars dealing with Baluchi-Makrani music. Only the shervandi fiddle performers, (that is, perhaps only a dozen persons) have an extended and clear view of the zahirig-s as modal types. A significant point is that in the same way that knowledge of the zahirig-s as modes serves to increase the competence of a singer or instrumentalist at the height of one’s mastery, the zahirig-s are considered as the essence of Baluchi music, i.e. its very principle (asil), the matrices of all the melodies, tunes or songs. This means that any Baluchi melody follows this or that zahirig like any Turkish classical melody “is” in a specific maqam.

 

A zahirig can be identified immediately thanks to a few modal features such as its initial note(s) in relation to the fundamental, a very small characteristic motif of 2 or 3 notes, or its general scale.6

 

Each zahirig has a very specific structure, with initialis, finalis, profile (one could say a sayr), modulations and obligatory motives. In this respect, each zahirig is more or less a composition that allows for a great margin of interpretation.

II. Zahirig as “Classical Baluchi Music”

 

A.From Practice to Theoretical Concepts

If each zahirig follows rigorous rules, there is no modal abstract representation of the maqam/raga type in Baluchi music. A kind of conceptualization of the intervals emerges from the concrete act of twisting the pegs of the fiddle to tighten the string. Expressions like “do kasha borax boor” (kasha = pull, that is, “two pull up go,” “go up two twist” means “go up 2 half tones.

 

The Baluchi masters refer also to the position of the fingers on the sorud string. In discussions with a shervandi master, the Indian concept of tat appeared, i.e. the basic modal scale. It seems that some shervandi masters make a distinction between basic zahirig and derived zahirig. The symmetry of the finger positions between the A and E strings is emphasized in such a way that the symmetrical modes were considered as basic tat, such as the scale : A B C D / E F# G A (zahirig Manage) or A Bb C# D / E F G# A (zahirig Kara).

B. Zahirig as a Criterion of Competence

In musical hierarchy, the zahirig as a maqam or raga system occupies the most eminent position. It works as the basis, the substance of music as well as its abstract essence, the knowledge of which defines mastery. Master Karimbakhsh often stated with some exaltation that zahirig was “the classical Baluchi music” (klasik baluchi musiqi) in the same way that he used to compare music to an unlimited ocean of science (‘elm) : “As much as you learn it, you still are nothing, nothing.” Actually these zahirig—unlike the measured compositions—are difficult to play (they demand a very good technique) and difficult to memorize. On another level, they reveal the creative capacity of the performer, being much less the case with the other tunes which leave smaller room for improvisation.

 

Almost all the masters of minor genre (sowt, damali-guati) do not even know the name of the zahirig-s and can rarely play more than fragments of two or three of them in a reduced form.7

 

Once one of these musicians played a zahirig, and an elder asked him what was its name. He said first parsi zahirig (Persian), a statement which makes no sense, except that South-Iranian-Baluchi style can be opposed to the Karachi trend which makes no use of the zahirig. Then the elder mocked him arguing: “it has a name but you did not learn it.” The musician felt aggressed but maintained that these zahirig have no names, or that perhaps they did have names in the past but they had since become lost. By asking the name of the zahirig, the elder wanted to demonstrate that music was a science, one that every musician does not know.

C. The Zahirig as a Unifying Concept

All these features make the zahirig the touchstone of classicism as opposed to ordinary music: only great masters belonging to hereditary lineage have full access to it.

 

The very concept of “Baluchi music” (not as a linguistic but as a musical entity) implies the intention to encompass virtually the totality of Baluchi forms. This is however, not possible just by the mere collection of individual pieces, a task which would anyway be impossible to accomplish considering the repertory’s extent and the infinity in its variants. This can only be achieved by the reduction of all of this multiplicity to a modal essence, something that is precisely expressed by the zahirig. In addition to its function of conceptualization, the zahirig possesses the emblematic advantages of sophistication, of expression of a fundamental effect such as nostalgia, as well as a plasticity which confers to it the substantiality of a materia prima out of which all the forms are generated.

 

The idea that the infinity of measured pieces comes out from a limited modal type does not correspond in itself to a historical reality or an attested practice, in a way that it is impossible to demonstrate that the zahirig is anterior to the measured zimol. One could even contest the originality of such an idea, perhaps borrowed from the Indian or Persian concepts of raga and maqam (which in folk music often means a simple melodic type or “a tune”). Taking into account the impossibility of demonstrating the phylogenetic or ontogenetic anteriority of the zahirig over other forms, we can assume that elevating it to the level of the modal equivalent, such as the raga, may reflect the intention of the Baluchis to systematize their music which is scattered over a very large territory. Similar to any tribal, nomadic and oral culture, the organization of this music is rather blurred. It is therefore not surprising that, in conjunction with the rise of national identity, the idea of collecting the scales and modal structures arose among literate musicians in great cities like Karachi or Zahedan.

D.Maqam and Topos: The Zahirig as a Baluchi Modal Landscape

The zahirig system expresses several levels of specialization which eventually are the condition by which one may evaluate the basis for a theory of Baluchi music: if there is no science without specialization and measurement, then the zahirig modes provide a preliminary level of representation with the position of the finger on the sorud string, a level not achieved by the pure temporal aspects of music.8 Besides scale specialization, Ostad Karimbakhsh compares Baluchi music to a tree whose branches are the main zahirig, such as Sim, Miane, Kara, Vesal, Qebla, Bashkard, etc. with each of them having, in turn, its own branches. This tree of the modes (much similar to the Arabic tree of maqam or tub‘) can be understood in two ways: each zahirig has some derived forms or variants, or each of them give birth to an infinity of “actualizations” (baramad) or forms (shakl) in such a way that “it is one single thing but under different forms.”

 

On another level, classicism crystallized into the form of the zahirig is linked to a process of deterritorialization of regional motifs reterritorialized in the plan of art, a process that is also found in other cultures with the maqam, the radif and the raga. That is to say that great musicians strove to collect the essence of the repertory existing all over Baluchistan in order to extend their own.

 

Several zahirig have precise local origins attested to by their names. In each region, folk music runs mainly on one or two modes. Reciprocally, many zahirig-s connote a specific region in Baluchistan. About Kordi, now a common zahirig, Karimbakhsh says: “In the past, it was only sung by old women, and not in the shervand style. It had been introduced later on and went along with Persian poems”. Rasulbakhsh, the most famous sorud player, explains that, before him, the set of zahirig was more limited among shervandi masters. He enlarged the repertory by borrowing from folk music from all over Baluchistan. Musicians like him are always traveling around the country, unlike minor musicians whose cultural environment is restricted to a small area. He says that he sometimes met some of these musicians who played nice old folk melodies; he picked them up and performed them in an artistic and sophisticated style. This is also a way of unification.

E.The Process of “Classicization

At the antipodes of this science, lies the empirical savoir-faire which is devoid of concepts and names : “Youngsters do not care about knowing what is what. They play the music and that is it. Look at Omar who came here: he plays the doholak well, but he does not mind about the name of the rhythms. This is Baluchistan.” Science is knowing the names and the origin of things. During the years that he spent in Europe, a young refugee Baluchi Master overcame his illiteracy by learning Latin script. With this new intellectual tool, he wrote what can be considered the first “theoretical” or “musicological treatise” on Baluchi music. He took a thick hard-covered notebook and divided the pages into a few chapters of one or two pages each, yet leaving 10 to 20 pages free for further discoveries. It contains chapters such as : “Names of Baluchi poets” (oral tradition), “Names of masters of sorud,” “Names of great singers,” “The great sorud makers (osta),” “List of the zahirig,” “List of ancient tunes” (sowt, etc.) and so on. He learned elements of Indian and Western solfeggio, eventually able to give the scale of some zahirig-s and even of some basic Persian modes (Shur, Mahur). He always carries this notebook with him when he travels to Pakistan as he may expand his knowledge.

 

One day I discovered that his own master, Karimbakhsh Nuri, who lives in Karachi, had a similar book which contains not only listings but also some poems that he composed or collected, tales, anecdotes on great musicians he had met, some clues on the tuning of the sorud dedicated to his son, etc. In one chapter, he denies the claim of a musician saying that his father knew 300 zahirig : “He is a liar since there are not more than 20 zahirig or so.

” He also mentioned the visit of a French musicologist in 1993...

Anyone who knows a little bit about the history of Arabic, Persian or Azeri music could not help but feel great respect for such naive writings since it is precisely through that kind of intellectual process that folk, tribal and popular traditions were raised to the status of art music, and learned music. What was Arabic music like, during the Ummayad or the early ‘Abbasid periods? Would ethnomusicologists have labeled it “art music” if the chronicle Kitab al-Aghani or al-Kindi’s treatises were not written? What was Azerbaijani music in the early XIXth century like: folk, classical or “professional” (the ashyq) ? It is by collecting and writing, that music becomes “art.” Classicism is basically nothing else than classification, listing and inventory, after having collected what was scattered over a large area. Inventory is also the writing of a history, a memory, a chronology and a filiation (gharana or schools, a concept also used among professional Baluchi musicians).

III.Looking for Patronage

 

After all these discoveries and discussions with a few great masters, I became convinced that Baluchi professional music provides a living example of the intermediate status between folk music and art music or, in other words, “small music” and “great music.” Relying upon the opinion of these masters, I also brought in some other arguments: 1) Like with any art music, it takes no less than ten years to become a professional and twenty-five years to become a master; 2) Shervandi is “learned music” dealing with learned (although basically oral) poetry which can be opposed to damali-guati (trance music), another professional form which is independent from poetry and addresses itself to the average people.

 

Nevertheless, I was not entirely satisfied with these arguments. One or two things were still lacking: a unified theory of Baluchi music and official recognition. I thought about writing this theory in collaboration with young and old masters. But, instead of passing from the “orally” cultural historical phase to the “literal” one, I found it more efficient to skip the literacy and to jump directly to the “mediatic” cultural phase. This meant producing a videotape explaining “klasik baluchi musiqi” to Baluchis (not to Western musicologists). With the help of a young master, we started shooting as much video documents as we could for that purpose. Then we understood that the last step in this promotion of Baluchi “classical” music was to find a sponsor or a patronage. Musicians used to say: “In old times, there were khans and emirs who patronized singers and poets. Nowadays, nobody understands this music and in a city like Karachi9, we are reduced to playing in trance sessions for peanuts.”

 

It is only in West Makran or in Dubai that there are some possibilities for shervand musicians to make their living. Baluchi musicians are convinced that there is nothing to expect from the Pakistani or Iranian government. None of the Makranis have even heard of Lok Virsa, the powerful Center of Folk Culture who promotes traditional music. On the other side, the best shervandi, remain unknown by the Iranian institutions, or if they happen to be discovered, they do not accept to cooperate. They never performed in Tehran and don’t want to visit this place. However someone like Karimbakhsh in Karachi used to say, “If only at least they gave me a room where I could receive disciples and teach this music.” (He was living in two rooms with a family of ten people.) I suggested : “Let’s find a rich Baluchi who would be proud to have music sessions and sponsor some traditional masters.” Eventually, we found such a wealthy merchant and we introduced three masters to him and his distinguished hosts. I offered him the CD published by Radio-France. The musicians looked very smart and showed themselves relaxed and mundane doing their best to forget and make forget the atavic social gap between these poor Luli (gypsies) and these bourgeois officials and aristocrats. It is doubtful that all these attempts will be decisive in the evolution of Baluchi art music, but what is sure is that more than once, things have happened more or less like this during the history of “great music.

1 This paper is based on field researches in Karachi and Gwader (Pakistan) from 1992 to 1996. An extended version has been published under the title: “The Baluchi Zahirig as a Modal Landscape and the Emergence of a Classical Music, The Structure and Idea of Maqam,” J. Elsner & R. Pekka Pennanen, Tampere (:39-63). About this tradition see J. During : Baloutchistan. Bardes du Makran, Paris, Buda, 1995 (compact disc with booklet). About the situation of professional musicians in Karachi, see J. During, Carnets de voyage au Moyen-Orient, La musique et le Monde, Internationales de l’imaginaire, Paris, 1995 (: 115-144). African winds and Muslim djinns. Trance, healing and devotion in Baluchistan, Yearbook of the I.C.T.M., 1997/ 29 (:39-56). 1997

2 From sher = poem and van = singing.

 

3 Zahirig (var. zahiruk) evokes a deep and nostalgic remembrance. (Man zahirvara(n) : “I am sad.” Musicians usually say that as a genre, the “zahirig is the recalling of the beloved” yad dasht-e dust).

4 In Baluchi terminology, measured melodies are called zimol, a generic concept opposed to alhan, non-measured. These Iranian and Arabic terms have not such a clear definition in Middle eastern traditions.

5 By playing the first note or the first short motif of a zahirig the fiddlers shows explicitly the modal way to the singer.

 

6 The most common being Ashraf Dorre, Sim (Baho) Kichi, and Liku.

7 Representation of rhythm seems much more controversial and abstract to Baluchi masters, who have names for rhythmic tanburag patterns : rast panjag (3 beats), didi panjag (4 beats), pattal (5 beats), sasuli (7 beats), shervandi (10 beats), etc. (Panjag means stroke of the hand.)
8 This process has been discussed in my Quelque chose se passe. Le sens de latradition dans l’Orient musical. Lagrasse, Verdier, 1995 (Chap. V)

9 Around two million Baluchis are living in Karachi

Balochi balochistan sarhadi

بخش دشتیاری در جنوب سیستان و بلوچستان مستعدترین و مرغوب‌ترین اراضی دنیا را برای تولید محصولات گرمسیر

 Manila Mangoes by Zeetz Jones

 
بخش دشتیاری در جنوب سیستان و بلوچستان مستعدترین و مرغوب‌ترین اراضی دنیا را برای تولید محصولات گرمسیری دارد

 

زاهدان- خبرنگار رسالت:
از حدود یک میلیون هکتار اراضی قابل کشت و زرع در سیستان و بلوچستان که در حال حاضر 500 هزار هکتار آن آماده کشت است و در دوران 10 سال خشکسالی اخیر میزان کشت مزارع آن به یکصد هزار هکتار کاهش یافته است دویست هزار هکتار آن در جلگه سیستان و حدود پانصد هزار هکتار در جنوب استان و در دشت‌های ایرانشهر، دلگان، بزمان، بمپور، سرباز، پیشین، نیکشهر و 20 هزار هکتار آن در بخش دشتیاری از توابع بندر استراتژیک چابهار قرار دارد.

ادامه نوشته

هندی‌ها ‌به‌ سوی ‌ماه‌ می‌روند

نخستین مدارگرد اکتشافی هندوستان با موفقیت به‌سوی ماه پرتاب‌شد
هندی‌ها ‌به‌ سوی ‌ماه‌ می‌روند
 ایالت آندهارا پرادش در مرکز هندوستان، یکی از معروف‌ترین ایالات این کشور است که در جنوب شرقی و در کناره اقیانوس واقع شده است؛ منطقه‌ای سرسبز با فرهنگ غنی و چشم‌اندازهای زیبا که لایه‌هایی از فرهنگ چند لایه هندی را با معابد‌، ‌باغ‌ها و جشنواره‌های مختلف به بیننده گوشزد می‌کند.  
 

 

 

حیدرآباد که شهر مرکزی این ایالت به شمار می‌رود، حضوری با سابقه در تاریخ پر‌فراز و نشیب شبه قاره هند داشته اما این روزها شهر کوچک دیگری در این ایالت بیش از هر زمانی توجهات را به خود جلب کرده است.  
ادامه نوشته

درمان‌های خاص برای فشار خون

فشار خون چیست؟

سرخرگها خون را از قلب به دیگر نقاط بدن می‌رسانند. برای آنکه خون بتواند در این عروق به جریان در آید، نیاز به فشار مناسبی دارد. این فشار جریان خون در سرخرگهای بدن یعنی فشاری که در هر انقباض عضله قلب در اثر برخورد خون به دیواره سرخرگ وارد می‌شود، فشار خون نام دارد. هنگامی که سرخرگهای بزرگ ، قابلیت ارتجاع و استحکام طبیعی خود را از دست بدهند و عروق کوچک ، نیز باریکتر شوند، فشار خون بالا می رود. قلب همانند یک پمپ با انقباض و استراحت خود ، خون را به داخل عروق می‌فرستد. در زمانهای مختلف مراحل این پمپاژ ، فشار خون در سرخرگها تغییر می‌کند.
ادامه نوشته

حضور دو زن سیستانی پشت فرمان کامیون های سنگین

 

 حضور دو زن سیستانی پشت فرمان کامیون های سنگین

آژانس ایران خبر :رئیس اداره حمل و نقل سیستان ,در مصاحبه ای ,خبر از پیوستن دو زن سیستانی به این اتحادیه خبر داد.
به گفته وی این دو زن , پس از گذراندن دوره های اموزش های لازم برای اولین بار, موفق به اخذ مدارک رانندگی و کارت هوشمند مورد نیاز برای رانندگی با کامیون های ترانزیت شدند.

عجیب غریب

عجیب غریبعجیب غریبعجیب غریبعجیب غریبعجیب غریب

گرّ کنت وهدی دل که نادانین

   

 

گرّ کنت وهدی دل که نادانین

مهنتان زندے گیش کنت گرانین

دریگتین بیتکینَنت پَدا پیشی

وژدلین باریگ وشّ و شادانین

پاس کنت هنچو دل شپی پاسان

تو گوشے زانان تِبلی هَیوانین

بیا که بندپگان تیی زهیرانی

آتکگنت موسم سارت و ساچانین

ترانگان وشّین هلوتانی دنت

ادامه نوشته